تبلیغات

اگر از من بپرسید میگم یه دختر سید كه به تازگی طلبه حوزه علمیه مكتب الزینب(س) قم شده. اما حقیقت آنست كه خدا در قرآن فرموده:«یس و القرآن الحكیم» یكی از علما در تفسیر این آیه فرموده اند كه خدا فرموده:«ای انسان تو قرآن حكیمی! منتهی باید طریق انسانیت را پیش بگیری» حال اگر من رهرو واقعی این راه نباشم همانم كه گفتم و بس............

برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
برای جستجو در همین صفحه سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
با ثبت ایمیل خود در خبرنامه زیر از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید
:
بسم الله الرحمن الرحیم
شجریان، افتخاری، اصفهانی، عصار، سامی یوسف،........
حتما متوجه شدید می خوام راجع به چی بنویسم: موسیقی
دیروز تلویزیون داشت آهنگ می گذاشت که یاد ماجرای خودم و موسیقی و قرآن افتادم. بگذارید از اول اولش بگم:
من قبلا همه فیلم های تلویزیون رو نگاه می کردم و هر وقت از آهنگ تیتراژ اونها خوشم می اومد به خاطر می سپردم و ............. تا اینکه کامپیوتر وارد زندگی ما شد و از اینترنت به راحتی میشد این جور آهنگها رو (آهنگهای تلویزیون رو) پیدا کرد و دانلود کرد. بعد از یه مدتی گوش دادن به آهنگ برام به یه عادت تبدیل شده بود و تا می نشستم پای کامپیوتر اولین کاری که می کردم آهنگ می گذاشتم. توی اولین پستم نوشتم که از دانشگاه ناامید شدم و دائما عصبی و ناراحت بودم انگار فقط با گوش کردن آهنگ حالم بهتر میشد اما بعد از یه مدتی همراه با آهنگها گریه می کردم و ناراحتی و غصه خوردن که به یکی از حالتهای عادی من تبدیل شده بود بدتر شد. دیگه تخیلات و توهمات جور و واجور ذهن من رو پر کرده بودند و اصلا انگاری توی دنیای دیگه به سر می بردم........ واقعا این افسردگی بود که دامنگیر من شده بود و من هم راهی برای فرار از مشکلات نداشتم چون مشاور خوبی نداشتم برای همین تصمیم گرفتم غیر از کلاس دانشگاه کلاس دیگه ای هم برم. وقتی به پدر و مادرم گفتم که می خوام کلاسی غیر از دانشگاه برم می گفتن به درسات لطمه می خوره اما در واقع من همین طوریشم داشتم لطمه می خوردم، این بود که از سر لج و لجبازی و این که ثابت کنم میتونم، رفتم دنبال یه کلاس خوب و به درد من بخور. یه روز توی مسیر دانشگاه چشمم به اطلاعیه جامعة القرآن حاج آقای طباطبائی افتاد که از اردیبهشت ماه کلاسهاشون شروع میشه اونم در رشته های مختلف. من هم که دنبال راهی می گشتم تا اندکی از این همه استرس و ناراحتی بیام بیرون رفتم و ثبت نام کردم اونم توی رشته تجوید سطح 1. راستش اوایل برام بیشتر جنبه تسکین روحی داشت اما کم کم پیشرفت کردم و خیلی خوب و روان قرآن می خوندم. وقتی پدر و مادرم علاقه و تلاش من رو دیدند دیگه مخالفتی نداشتند. کم کم صمیمیت کلاس و جذبه قرآن هر دو با هم باعث شدند تا من بیشتر برای قرآن مایه بگذارم و روزی حداقل دو صفحه قرآن بخوانم. دیگه وقتی توی خونه بیکار میشدم قرآن می خوندم و وقتی پای کامپیوتر می نشستم، یا قرآن گوش میدادم یا حداقل دیگه آهنگ نمی گذاشتم؛ چون وقتی آهنگ می گذاشتم خیلی برام مسخره و خسته کننده به نظر می اومد. کم کم استرس و ناراحتی و دلهره و غصه جاشون رو به لذت خوندن قرآن دادند. وقتی قرآن می خوندم احساس آرامش می کردم و وقتی معانی آیاتی رو که خونده بودم یه نگاهی می انداختم کنجکاو میشدم و سؤالهایی که در ذهن من به وجود می اومدن دیگه جایی برای تصورات و تخیلات نابجا و اعصاب خردکن و بی هدف من باقی نمی گذاشتن. این بود که یادگیری قرآن از سر لج و لجبازی تبدیل به شوق فراوان نسبت به قرآن شد. الآن تقریبا روزی یک حزب قرآن رو می خونم، البته ممکنه در هفته یکی دو روز فراموشم بشه اما تا اون جایی که یادم باشه میخونم. مطمئنم که لطف خدا و شفاعت معصومین بود که من به این راه کشیده شدم و واقعا این معجزه قرآن بود که من رو نجات داد. البته خیلی دلم می خواست برم کلاس حفظ؛ ولی خوب از وقتی که توی حوزه قبول شدم این تصمیم فعلا ملغی شد تا وقتی که یه فرصت مناسب گیر بیارم. حالا وقتی که یه نگاهی به عقب می اندازم می بینم چقدر از خدا دور بودم و قرآن چقدر غریب بوده و این نکته برام ثابت شد که همیشه احتمال عیب و اشکال و عارضه ای از دستاوردهای انسان میره اما از مخلوقات خدا نه!
البته قابل توجه بعضی ها که من هنوز موسیقی گوش میدم اما خیلی خیلی کم و با موسیقی مخالف نیستم اما واقعا حیف نیست آدم ندای دلنشین قرآن رو ول کنه و به چیز دیگه گوش کنه؟
بگذارید یه نکته ای رو هم گوشزد کنم که اینها عقاید و البته دل نوشته های من هستند و من هرگز قصد ندارم اونها رو به دیگران بقبولونم بلکه برعکس دلم می خواد نظرات بقیه رو هم بدونم و با بقیه سر این موضوعات بحث و تبادل نظر کنم. پس اگه نظری دارید بفرمایید...........
و اما مکتب الزینب........ (
- نظر )
مبارک بادت این عید و همه عید (
- نظر )
از كجا بگم............؟! (
- نظر )
شاید آخرین بار باشد...... (
- نظر )
چند روایت بسیار زیبا درباه روزه (
- نظر )
یاد باد آن روزگاران یاد باد........ (
- نظر )
جرعه ای از اقیانوس دعا (
- نظر )
برنامه غذایی در ماه مبارک رمضان (
- نظر )
عطر خوش بندگی (
- نظر )
اظهار نظر در جواب اظهار نظر (
- نظر )
مادر............ (
- نظر )
من و قرآن و موسیقی (
- نظر )
نمایشگاه طلیعه ظهور (
- نظر )
تبریک عید........ (
- نظر )
آثار توکل (
- نظر )